خداوند فرمودند:
( ولا يحسبن الذين كفروا أنما نملي لهم خير لأنفسهم إنما نملي لهم ليزدادوا إثما ولهم عذاب مهين )صدق الله العلي العظيم.
«و کافران گمان نکنند که مهلت دادن ما برای خودشان بهتر است، فقط به آنها مهلت می دهیم تا بر گناهشان بیفزایند و برایشان عذابی خوارکننده است؟!»
«اسرائیل» در وحشیگری، ظلم، ظلم و کفر بیش از حد پیش می رود و این ماندگاری در جنایت ممکن است توسط این دشمن به عنوان یک “پیروزی” و یک دستاورد تلقی شود!
جنایات آنها شروع به بوی تعفن کرده، خشم جهانی را علیه آنها برانگیخته است و نفرت را در دل میلیاردها انسان روی زمین کاشته است.
این وحشیگری در کشتار، پافشاری در ریختن خون بیگناهان، و فساد فی الارض ممکن است به نظر “موفقیت” در پروژه تثبیت دولت “اسرائیل بزرگ” باشد، اما قانون خدا چیز دیگری می گوید!
“اسرائیل” بدون اینکه متوجه شود قبر خودش را می کند.
سرخوشی استکبار و حس برتر «پیروزی» دو عامل اساسی در فروپاشی «دولت یهود» و انقراض قریب الوقوع آن هستند، نزدیکتر از آنچه متخلفان در وجودشان و ظالمان وحشی و وحشی آنها تصور کنند.
این حقیقت را ممکن است جنایتکاران و قاتلان در حالی که در مستی «لذت» هستند احساس نکنند!
در تاریخ درس هایی هست که شاید یهودی صهیونیست به دلیل شدت مستی «لذت» و سرخوشی دروغین پیروزی در حالی که در ذلت، خواری، اضطراب، ناامنی و از دست دادن امنیت زندگی می کند، از آنها نگرفته است.
این «مست» دیوانهواری که احساس میکند، عقل و عقلشان را از دست داد و او را به پافشاری در کفر، ظلم و ریختن خون بیگناه واداشت!فرعون در اوج قدرت و ظلم بود.
او عظمت و حاکمیت خدا را به چالش کشید و خود را “خدای” شکست ناپذیر می دید.
فخر میکرد و میگفت: «من برای شما معبودی جز من نمیشناسم».
همچنین گفت: من برترین پروردگار شما هستم!
این احساس تکبر و ظلم بر وجود او چیره شده بود که همچنان به چالش پروردگار جهانیان و خالق این هستی ادامه می داد.
این ظالم جنایتکار فراموش کرد که در برابر غرور و قدرت و قدرت خداوند چیزی نیست و تمام حیثیتی که برای خود آفرید در عرض چند ثانیه از بین میرود و عمرش به پایان میرسد و حالش به پایان میرسد و سربازان قاتلش متوجه میشوند که در حال غرق شدن هستند.
خداوند متعال کسانی را که قویتر و ثروتمندتر از او بودند نابود کرد.
این یک واقعیت تاریخی است که قاتلان نادیده می گیرند!
در جنگ کربلا، یزید ظالم عواقب جنایات و ظلم خود را درک نکرد.
وجد قدرت و قدرت ظاهری باعث شد که قدرت و توانایی خدا در برداشتن تاج و تختش و پایان دادن به جنایتی که او خلق کرده بود را فراموش کند و تصور کند که برای او و برای مردم جنایتکار باقی خواهد ماند.
سپس پس از کشتن نوه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از عرش افتاد.
در اوج اقتدار یزید بن معاویه ستمگر و پس از جنگ کربلا و حماسه هایی که قهرمانان به رهبری نوه پیامبر (ص) امام حسین (ع) نوشتند و یزید پس از ارتکاب آن قتل عام و کشتن نوه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را ختم کرد همان چیزی است که نتانیاهو امروز را تصور می کند.
او تصور میکند که کشتن رهبران مقاومت، ویرانی شهرهای فلسطین و لبنان و کشتار دهها هزار انسان بیگناه به پیروزی منجر شده و درگیری به نفع «کشور بزرگ اسرائیل» رقم خورده است!
این تصور که همه مستبدان تاریخ و دنیای مدرن دارند، همان چیزی است که آنها و دیگران را به سقوط و سقوط سوق داد.
پس از جنگ کربلا و در اوج سرخوشی پیروزی بنی امیه، بانوی هاشمی در مجلس یزید ایستاد که در آن ظالم پس از کشتن شریف ترین فرد روی زمین در آن زمان، نوه پیامبر (ص) جشن پیروزی گرفت.
زینب (س) نوه دختری پیامبر (ص) برای ایراد خطبه ای آتشین برخاست و در آن پایان ظالم را تأیید کرد.
او نقشه ای برای سقوط دولت اموی و پایان اجتناب ناپذیر حکومت یزید ترسیم کرد و در نظر گرفت که روزهای او «شمرده شده است». چنین شد و یزید افتاد.
پس از آن مردی برای انتقام خون شهدا و بی گناهان و رسیدن به آنچه زینب نوه پیامبر(ص) انتظار داشت و حتمی بود، یعنی سقوط رژیم یزید، ظاهر شد.
از جمله آنچه در خطبه معروفش در قصر یزید بیان شد، هنگامی که او و خاندان رسول خدا (ص) را به اسیری به مجلس خود آوردند، فرمود: «آیا عقیده شما ضایع است و ایام شما جز پراکندگی است، روزی که منادی ندا می دهد: «علی لعنة الله على الظالمين».
که این مبحث را با آن آغاز کردیم: «هنگامی که پادشاهی ما و حجت ما برای شما پاک شد، صبر کنید، صبر کنید، آیا کلام خدای متعال را فراموش کرده اید که می فرماید: «و کافران گمان نکنند که مهلت دادن ما برای خودشان بهتر است، فقط به آنها مهلت می دهیم تا بر گناهشان بیفزایند و برایشان عذابی خوارکننده است؟!»
«دولت اموی» فاشیستی و ناعادلانه پایان یافته است که در رویکرد تهاجمی و جنایتکارانه خود با «دولت یهود» تفاوتی نداشت.
این پایان برای موجودیت «اسرائیل بزرگ» اجتنابناپذیر خواهد بود و بیتردید روزهایش به شمار میرود، هر چقدر هم که ظالمانه، ظالمانه و در اشغال و بیرحمیاش گسترش یابد، زیرا «روزهایش بیشماره و تجمعش پراکنده است!»
«جز» در اینجا به عنوان یک قطعى و تأیید جایگزین «ابزار جزم » می شود!
عاقبت ظالمان و جنایتکاران اجتناب ناپذیر است و قطعیت سقوط «دولت فرزندان صهیون» یک حقیقت تاریخی قرآنی است.
هر چقدر هم که در کشتار، وحشیگری و خونریزی پافشاری کنند، سرنوشت شان نابودی است.
سپس شما را بر آنها برتری دادیم و شما را با مال و فرزندان تقویت کردیم و شما را از نظر نیروی انسانی بیشتر کردیم.
که اگر نیکی کنید، برای خود نیکی کنید. و اگر بدی کنید به زیان خودتان است.
اما چون خطر آخرت فرا رسد، چهرههای شما را سیاه میکنند و همانطور که بار اول وارد مسجد شدهاند، وارد مسجد میشوند و آنچه را که برتری میدادند، به هلاکت میرسانند.
نویسنده : خال ط.